84/10/07
یادی از سید العارفین آیت الله سید علی قاضی
مرحوم مغفور حجهالاسلام سیدمهدی قاضی طباطبایی فرزند استاد العارفین و مرادالسالكین مرحوم آیت الله سیدعلی قاضی طباطبایی _ قدس سرهما _ مردی وارسته و مهذب و عالمی بزرگوار و متقی و در علوم غریبه استادی مسلم بود و خط ثلث و نسخ را با زیبایی و قدرت مینوشت. عمری زاهدانه و مجردانه زیست و سرانجام در شهر قم بدرود حیات گفت، ایشان می فرمودند:
در نجف اشرف ضمن تحصیل علوم حوزوی در فراگیری علوم غریبه سعی بلیغی به خرج میدادم و مرحوم پدرم از این بابت نگران بودند و به من میگفتند كه تو با علوم غریبه به جایی نمیرسی و حالا كه سالهای پایانی عمرم را طی میكنم میبینم كه حق به جانب پدرم بودهاست و از این علوم جز حجاب و ظلمت چیزی نصیب انسان نمیشود.
پدرم مردی عیالوار بود و به خاطر شیوه سلوكی خود اعتنایی به زخارف دنیوی نداشت و لذا زندگی ما به سختی میگذشت و حتی برای امرار معاش روزانه خود غالباً با دشواری مواجه بودیم و غذای معمول ما هنگام ناهار، ترید نان خشك و دوغ بود.
روزی مادرم به من گفت:
برو به حجره آقا و پولی بگیر تا امروز یك ناهار درست و حسابی بخوریم، همه ما داریم از ضعف رنج میبریم.
مرحوم پدرم زیاد سیگار میكشیدند و از پستوی حجره خود برای ریختن آشغالهای سیگار استفاده میكردند. وقتی كه وارد حجره شدم و سلام كردم، از وجنات من فهمیدند كه چه هدفی دارم و به چه منظوری به حجره ایشان رفتهام!
فرمودند:
سیدمهدی! باید آشغالهای این پستو را امروز خالی كنی!
گفتم:
از ضعف نای راه رفتن ندارم و شما از من میخواهید كه این كار شاق را انجام دهم؟!
فرمودند:
در این گونی را كه میتوانی نگهداری!
و بعد خاكاندازی برداشتند و پس از پر كردن آشغالهای سیگار آن را در گونی خالی كردند، یك اشرفی طلا در میان آشغالهابود! فرمودند:
این یك اشرفی!
و دو مرتبه دیگر خاك انداز پر از آشغال سیگار را در گونی خالی كردند و هر بار یك اشرفی به من نشان دادند و فرمودند:

