تبليغاتX

تامرد به تيغ عشق بي سرنشود در حضرت معشوق مطهر نشود
براي سلامتي حضرت صاحب الامر والزمان ( عليه السلام) ارواحنا فداه صلوات شيخ جعفر آقای مجتهدي

84/10/07

برای شكم به حضرت شكایت و گله نكن ...

آقای میرزا ابوالفضل قهوه چی تعریف كردند:

روزی با خود گفتم امروز در خانه می‌نشینم تا بینم چطور روزی من می‌رسد؟

لذا درب خانه را بسته و تنها نشستم.

یك روزگذشت و از غذا خبری نشد، روز دوم هم به همین صورت سپری شد تا روز سوم كه ضعف شدیدی وجودم را گرفته بود و از غذا هم خبری نبود، بسیار ناراحت شده بودم و با عصبانیت به آقا حضرت اباالفضل (علیه‌السلام) عرض كردم:
 
آقا جان من، همنام شما می‌باشم، سه روز است كه در این اتاق نشسته‌ام و هیچ غذایی نخورده‌ام و در حال تلف شدن می‌باشم، طوری نكشید زنگ خانه به صدا درآمد، هنگامی كه درب را باز نمودم، دیدم آقای مجتهدی با یك دستمال بسیار نو و گلدوزی شده كه در آن دو قابلمه قرار داشت پشت در ایستاده‌اند!

بعد از سلام آن را به من داده و فرمودند:

این هم غذا بگیر و دیگر برای شكم به حضرت اباالفضل (علیه‌السلام) شكایت و گله نكن.

هنگامی كه آقا تشریف بردند دستمال را باز كرده و مشاهده نمودم در یك قابلمه برنج و در دیگری مرغ می‌باشد!!
یك ماه از این واقعه گذشت، روزی یكی از دوستان آقای مجتهدی كه از مشهد مقدس به قم آمده بود، به منزل ما آمد و سراغ آقا را گرفت، به او گفتم: از یك ماه قبل در فلان روز كه به منزل ما تشریف آورده بودند تاكنون ایشان را ندیده‌ام.

آن شخص با تعجب فراوان پرسید در فلان روز آقا اینجا بودند؟!

گفتم بله مگر ایرادی دارد؟

گفت: این غیر ممكن است، زیرا آقا ظهر همان روز در مشهد منزل ما تشریف داشتند، هنگامی كه سفره را پهن كرده و غذا كه برنج و مرغ بود را در آن گذاردیم، ناگهان آقا از جا برخاست و فرمودند:

من باید فوراً بروم.

به ایشان عرض كردم آقا جان، ناهار را میل فرمایید، آنگاه بروید.

فرمودند:

عجله دارم و همین الان باید بروم.

عرض كردم پس باید غذایتان را همراه ببرید، با اینكه خیلی عجله داشتند قبول كردند، بنده هم فوراً دو قابلمه برداشتم و در یكی مرغ و در دیگری برنج ریختم و آنها را در دستمالی تمیز و گلدوزی شده پیچیدم و ایشان آنرا همراه خود بردند.آقا میرزا ابوالفضل می‌گفت: با شنیدن این مطلب، از تعحب خشكم زده و حالت شوكی به من دست داد!! چون نشانی كه این شخص می‌داد، درست مطابق بود با همان روز، همان دستمال و همان قابلمه‌ای كه آقای مجتهدی داده بودند!فوراً قابلمه‌ها و دستمال را آورده و به او نشان دادم، آن شخص نیز بسیار تعجب كرده و گفت بله، اینها همان ظروف و دستمالی است كه به آقای مجتهدی داده ‌بودم!!...

خوانندگان ارجمند توجه داشته باشند که این اتفاق یک آزمایش و امتحان برای صاحب آن و  توجه و تذکر برای ما و تمامی شنوندگان آن است که نباید اینگونه حضرات معصومین ( ع )  را آزمایش کرد.
نوشته شده توسط در 14:12 |  لینک ثابت   • 

آکواریوم آرش
مذهبی
حجره نشین
شیفتگان مهدی
یاعلی
عاشقان حسین
ذاکرین
محبان فاطمه
حاج همت
شاه حسین حیدر
پای میزاندیشه
منتظران
هیئت محبان الائمه
من عرف نفسه
فلسفی اعتقادی














 

الهم کن لولیک الحجته ابن الحسن