تبليغاتX

تامرد به تيغ عشق بي سرنشود در حضرت معشوق مطهر نشود
براي سلامتي حضرت صاحب الامر والزمان ( عليه السلام) ارواحنا فداه صلوات شيخ جعفر آقای مجتهدي

84/10/07

توسل به ائمه (ع ) و شفای مسیحی در آلمان

استاد محمدعلی مجاهدی نقل كردند:

آقای طباطبایی برادر خانم اینجانب كه سالها در كشور آلمان بسر می‌بردند تعریف كردند:

 هنگامی كه در آلمان مشغول تحصیل بودم یك روز كه بعد از درس به منزل رفتم با اینكه درب منزل قفل بود بعد از ورود به منزل دیدم یادداشتی بر روی میز گذاشته شده‌است كه در آن با خط سبز و به زبان آلمانی نوشته شده‌ بود:

من جهت انجام مأموریتی از طرف حضرت به كشور آلمان آمده‌ام و خواستم كه سری به شما بزنم اما در منزل نبودید اگر می‌خواهید مرا ببنید من در فلان منطقه كوهستانی كه تصریح به نام آن كرده بودند هستم!

بنده با اینكه چندین سال در آلمان بسر می‌بردم ولی تا آن موقع اسم آن منطقه را نشنیده بودم و بعد از پرسش و جستجو به طرف آن مكان براه افتادم، آن منطقه مكانی بود كوهستانی و پر از برف كه در آنجا پیست اسكی قرارداشت.

وقتی به آنجا رفتم کلبه ای دیدم و جناب مجتهدی را که با پیراهن بلند عربی آنجا نشسته‌اند و با پیرزنی بسیار فرتوت كه دارای موهای سفید بسیار بلندی بود با زبان آلمانی مشغول صحبت می‌باشند!

پس از سلام و احوالپرسی به ایشان عرض كردم آقا جان شما كجا و اینجا كجا؟!

ایشان فرمودند:

به دستور حضرت به جهت انجام مأموریتی به اینجا آمده‌ام.

 بعد از چند دقیقه كه آقا از كلبه بیرون رفتند به آن پیرزن گفتم جریان چیست؟!

او گفت:

 سالهاست شوهرم فوت كرده است و من با پسر جوانم این قهوه‌خانه را اداره می‌كنیم. سه ماه پیش پسرم به بیماری سختی مبتلا و غده‌ای در گلوی او پیدا شد و بسیار بزرگ گشت بطوری كه دیگر قادر به حركت نبود و در بستر مرگ افتاد. من شدیداً به حضرت مریم (علیها‌السلام) متوسل شدم و از ایشان خواستم كه پسرم را شفا بدهند. بعد از چند روز ایشان را در خواب دیدم و سلامتی فرزندم را خواستم، حضرت مریم (علیه‌السلام) فرمودند: پرونده فرزندت بسته شده است.

 من گفتم: شما مرده را زنده می‌كنید و پسر من زنده است و در سلامتی و شفای فرزندم اصرار نمودم. ایشان فرمودند: مسلمانها پیامبری دارند بنام محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و آن حضرت دختری دارند بنام فاطمه (علیها‌السلام) كه آن بانو پسری دارند بنام مهدی (علیه‌السلام) اگر ایشان به فرزند خود اشاره‌ای كنند پسرت خوب خواه دشد.

 وقتی از خواب بیدار شدم تا چند روز پیوسته نام این سه بزرگوار را می‌بردم و مدام می‌گفتم:« یا محمد یا فاطمه یا مهدی» و به آنها التجاء می ‌جستم تا اینكه یكمرتبه دیدم درب كلبه را می‌كوبند و سپس این آقا را كه دیدید وارد شدند!
به ایشان گفتم شما عیسی بن مریم هستید؟

گفتند: شما چه كسی را صدا می‌زدید؟

گفتم: این سه بزرگوار را،

ایشان گفتند من غلام و نوكر همان حضرت مهدی (علیه‌السلام) می‌باشم، سپس بدون اینكه بگویم پسرم مریض است به بالین فرزندم آمدند و چند لحظه دست خود را بر كمر او مالیدند كه با این كار ایشان، كم‌كم چشمان فرزندم فروغی گرفت، و در این موقع ناگهان یك اسمی را گفتند كه در و دیوار كلبه به لرزه درآمد و فرزندم كه مدت سه ماه در بستر افتاده بود فوراً از جابرخاست و كم ‌كم غده‌ای كه در گلوی او پیدا شده ‌بود فرو رفت و بطور معجزه آسایی كاملاً بهبود یافت و هم اكنون برای خرید بیرون رفته است!
اندكی بعد از تمام شدن سخنان پیرزن، آقا به كلبه وارد شدند، به ایشان عرض كردم آقا جان چه كلمه‌ای بر زبان جاری كردید كه اینگونه فرزند این پیرزن شفا یافت؟ ایشان تبسمی كرده و فرمودند:

از مولایمان علی (علیه‌السلام) مدد گرفتم.
بعد از دقایقی آن جوان نیز در كمال صحت و سلامت به كلبه آمد و او را مشاهده نمودم
نوشته شده توسط در 14:15 |  لینک ثابت   • 

آکواریوم آرش
مذهبی
حجره نشین
شیفتگان مهدی
یاعلی
عاشقان حسین
ذاکرین
محبان فاطمه
حاج همت
شاه حسین حیدر
پای میزاندیشه
منتظران
هیئت محبان الائمه
من عرف نفسه
فلسفی اعتقادی














 

الهم کن لولیک الحجته ابن الحسن