شيخ جعفر آقای مجتهدي
گذري برزندگي عارف بصيروسالك خبيروعاشق دلسوخته اهل بيت(عليهم السلام) حضرت شيخ جعفر آقامجتهدي
84/10/07
اسراری از واقعه روز عاشورا
جناب آقای غلامعلی كریمی نقل كردند:
زمانی كه آقای مجتهدی در قم بسر میبردند، دهه اول ماه محرم در منزلشان مراسم سوگواری و عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین (علیهالسلام) برپا بود، یك روز عاشورا كه در خدمتشان بودیم و بیرون اتاق در حیاط، مراسم عزاداری برقرار بود، یكمرتبه حالشان دگرگون شد و شروع به بیان صحنهای از روز عاشورا نمودند و به طوری آن را مجسم كردند كه هر روز عاشورا آن صحنه در نظرم آمده و هرگز آن را فراموش نمیكنم.
ایشان فرمودند:
روز عاشورا صد و بیست و چهار هزار پیامبر و تمام اولیاء الهی صف كشیده بودند و پیامبر بزرگوار اسلام و حضرت مولا علی (علیهالسلام) و حضرت زهراء (علیهاالسلام) و آقا امام حسن (علیهالسلام) همه حاضر بودند و حضرت اباعبدالله الحسین (علیهالسلام) را در آن معركه تماشا میكردند، در آن موقع حضرت مولی علی (علیهالسلام) در حالی كه آستینهای مبارك را بالا زده بودند پیوسته به حضرت اباعبدالله الحسين (علیهالسلام)، اشاره میكردند و میفرمودند: حسین برو، فرزندم برو مأموریت را انجام بده.
ایشان میگفتند: میدانید چرا حضرت مولی (علیهالسلام) به فرزندشان تأكید میفرمودند؟چون خداوند متعال خبر این واقعه و این فدایی خودش را در تمام عوالم پخش كرده و وقوع این حادثه را برای تمام اولیائش بیان نموده بود، بخاطر اینكه مبادا بدائی حاصل شود و این اتفاق واقع نشود، حضرت مولا علی (علیهالسلام) به آقا امام حسین (علیهالسلام) میفرمودند، فرزندم حسین برو،
اینجا بود كه از شدت گریه كلام آقا قطع شد و صدای ضجه و شیون اهل مجلس در و دیوار خانه را به لرزه درآورده بود.
نوشته شده توسط
در 14:16 | لینک ثابت
•

