84/10/13
زیارت بیت الله الحرام به نیابت حضرت علی علیه السلام
آقای رضوی مداح اهل بیت (علیهم السلام) نقل كردند:
مدتی بود آرزو داشتم به زیارت بیت الله الحرام مشرف شوم، یك روز در سال 1366 هـ ش جهت دیدار با آقای مجتهدی به قم مشرف شدم. هنگامیكه خدمت ایشان رسیدم، در همان ابتدای ورود، مبلغ سیزده هزار تومان به من دادند و فرمودند:
شما به مكه مشرف میشوید و این مبلغ خرج زیارت شماست.
از ايشان سؤال كردم چه موقعی مشرف خواهم شد؟
فرمودند:
همین امسال.
عرض كردم: مدت ثبت نام تمام شده و تا یك هفته دیگر تمام حجاج به مكه خواهند رفت.
در جواب فرمودند:
شما احتیاجی به ثبت نام ندارید، آنها خودشان به سراغ شما خواهند آمد.
مجدداً سؤال كردم: با خانواده مشرف میشوم یا تنها؟
فرمودند:
در این سفر صلاح نیست همراه با خانواده باشید، این را هم بدانید كه بعد از این سفر به مدت سه سال راه مكه بسته خواهد شد و برای اینكه شما در این سفر محفوظ بمانید باید به نیابت حضرت امیر (علیهالسلام) محرم شوید.
دو روز بعد كه به اصفهان بازگشتم شخصی از دوستان به من خبر داد كه شما جهت اعزام به مكه انتخاب شدهاید.
به او گفتم: من كه ثبت نام نكرده بودم ! مطلب از چه قرار است؟
او گفت: یكی از فامیلهای ما كه رییس كاروان است به یك مداح نیاز داشت.
من نام چند نفر از مداحانی كه میشناختم به او گفتم ولی قبول نكرد، ناگهان بیاختیار نام شما بر زبانم جاری شد و ایشان با اینكه شما را نمیشناخت گفت:
همین آقا را میخواهم. حال اگر آمادگی دارید وسایل مورد نیاز را تهیه كنید. بنده هم آمادگی خود را اعلام كرده و به مكه مشرف شدم.
هنگامی كه میخواستم محرم شوم به امر آقای مجتهدی به نیابت حضرت امیر (علیهالسلام) احرام بستم و حج را به نیابت حضرت مولا بجا آوردم.
در همان ایام، مراسم برائت از مشركین انجام گرفت و به درگیری منجر شد و شرطههای عربستان شروع به ضرب و شتم و تیراندازی به طرف حجاج نمودند. در آن میان ناگهان با دو نفر از شرطهها كه به طرفم میآمدند روبرو شدم، فوراً در قلبم به حضرت عرض كردم:
یا مولا، میخواستم به مكه مشرف شوم اما نمیخواستم در غربت كشته شوم.
همین كه این مطلب به قلبم خطور كرد، ناگهان دیدم بطور شگفتانگیزی شخصی مرا از آن مكانی كه بودم به طرف دیگر هدایت كرد و شرطهها هیچ عكسالعملی نشان ندادند!
مثل اینكه از او ترسیده بودند و بدین ترتیب از آن مهلكه نجات یافتم.
در آن موقع متوجه مقصود آقای مجتهدی شدم كه فرمودند:
اگر میخواهید سلامت بمانید باید به نیابت حضرت امیر (علیهالسلام) محرم شوید و صلاح نیست با خانواده مشرف گردید و ایشان در آن روز تمام این صحنهها را میدیدند و همچنین كلیه مخارج من در آن سفر دقیقاً سیزده هزار تومان گردید.
مدتی بعد از مراجعت به ایران مجدداً همان رییس كاروان به سراغم آمده و گفت: قرار است تا یك هفته دیگر جهت حج عمره عازم مكه شویم، مدارك مورد نیاز را تحویل دهید تا مقدمات سفر شما را فراهم كنم.
به ایشان گفتم: نه شما به مكه خواهید رفت و نه من.
او در جواب گفت:
وظیفه من گفتن بود و بس، ما به مكه خواهیم رفت، حتی چمدانهای حجاج را تحویل دادهایم و شما پشیمان خواهید شد.
بنده به او گفتم: شما پشیمان خواهید شد كه چمدانها را تحویل دادهاید.ایشان هم با حالتی تمسخرآمیز گفتند: بالاخره میبینیم چه كسی پشیمان خواهد شد.دو روز بعد از طرف دولت ایران اعلام شد به دلیل كشتار بیرحمانه حجاج ایرانی فعلاً راه مسدود و تمام پروازها لغو شده است.بعد از اعلام این مطلب آن شخص مجدداً به سراغم آمد و گفت: شما از كجا میدانستید كه راه مسدود میشود؟
به او گفتم: همان شخصی كه مرتبه قبل مرا به مكه فرستادند به من خبر داده بودند كه به مدت سه سال راه مسدود میشود و همانطور كه آقای مجتهدی فرموده بودند راه مكه بعد از سال شصت و شش هـ ش به مدت سه سال مسدود و مجدداً در سال هفتاد هـ ش باز شد.

