84/10/15
گریه بر مظلومیت حضرت علی (علیه السلام ) و قبولی حج
دکتر مجاهدی - برادر استاد مجاهدی - در بازگشت از سفر حج ، خاطره ای بسیار آموزنده نقل کردند :
شبی در مسجدالحرام در مقابل شكاف دیوار كعبه(مستجار) نشسته بودم و با یادآوری عظمت وجودی حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و ستمی كه وهابیان در حق آن جانشین بلافصل پیامبر (صلی الله علیه و آله) روا میدارند و با پر كردن شكاف دیوار كعبه میخواهند یك واقعیت تاریخی را عالماً و عامداً منكر شوند، در حالت عجیبی به سر میبردم و برای مظلومیت امام متقیان میگریستم.
ناگهان در همان اثنا متوجه شدم كه آقای مجتهدی كنار من نشستهاند! تصور من این بود كه شخص دیگری را با ایشان اشتباه گرفتهام ولی هنگامی كه شروع به صحبت كردند و ماجرای آن امام مظلوم را از پیش از ولادت تا شهادت به تفصیل برای من بیان فرمودند به اشتباه خود پی بردم زیرا با لحن آن مرد خدا كاملاً آشنا بودم و صفای محضر ایشان را بارها تجربه كرده و با تكیه كلامهايشان آشنایی داشتم.
حدود یك ساعت این خلوت ما به طول كشید و اشكباریهای آقای مجتهدی و صفای خاطری را كه آن شب به من دست داده بود هرگز فراموش نمیكنم.
دکتر مجاهدی پس از مراجعت به قم هنگامی كه به خدمت آن مرد خدا شرفیاب میشود، از جناب مجتهدی می شنوند :
دكتر جان! حج شما را پذیرفتند و بر آن مهر قبول زدند، آن شب را به خاطر دارید؟ شب عجیبی بود! شبی كه مقابل مستجار نشسته بودید و بر مظلومیت آقا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) اشك میریختید! و ...

