تبليغاتX

تامرد به تيغ عشق بي سرنشود در حضرت معشوق مطهر نشود
براي سلامتي حضرت صاحب الامر والزمان ( عليه السلام) ارواحنا فداه صلوات شيخ جعفر آقای مجتهدي

84/10/15

سیم از آن طرف وصل می‌شود نه از این طرف!

جناب مجاهدی نقل می کنند :

روزی در خدمت آقای مجتهدی صحبت از این بود كه گاهی سیم انسان وصل می‌شود و گاهی نه! ایشان فرمودند:

ما غالباً تصور می‌كنیم كه این ماییم كه سیم خود را با عوالم ماورایی وصل می‌كنیم! ابداً این طور نیست! مثل این می‌ماند كه یك سیم مویی ضعیفی مستقیماً به ژنراتور مولد برق وصل شود! كه در این صورت شاهد ذوب شدن آن خواهیم بود. سیم از آن طرف وصل می‌شود و جریان برقی كه متناسب با ظرفیت وجودی ما باشد از آن عبور می‌كند و به ما منتقل می‌شود. اینها تمثیل است والا سخن گفتن از سیم و جریان برق در تبیین ارتباطات معنوی درست نیست. بعد فرمودند:
آقاجان! در مبدأ فیض هیچ بخلی نیست. فیاض علی الاطلاق، علی الدوام فیض خود را بر عوالم هستی می‌بارد و هر موجودی به اندازه سعه وجودی و استعداد فطری كه دارد از آن بهره‌مند می‌شود.
ببینید در همین عالم ماده، خورشید كارش پرتو افشانی است و موجودات كره خاكی هر یك به نوعی از نور افشانی خورشید بهره می‌گیرند ولی میزان این بهره‌مندی‌ها یكسان نیست.
انسان گاهی با ظلمت عالم ماده چنان خو می‌گیرد و به آن عادت می‌كند كه هرگز لحظه‌ای به نورانیتی كه در پس این پرده ظلمانی وجود دارد، نمی‌اندیشد و در طلب رسیدن به آن بر نمی‌آید و گاهی نیز از آن بدش می‌آید! كه دیگر حسابش با كرام الكاتبین است. این‌ها كسانی هستند كه پس از ایمان، به كفر روی می‌آورند:
 والذین كفروا اولیائهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظمات، اولئك اصحاب النار هم فیها خالدون.
اگر یك شاعر آل الله در صفای باطن خود بكوشد و در مسیر اهل بیت، صادقانه قدم برداد مسلماً از امدادهای غیبی بهره‌مند خواهدشد و اگر بداند كه واسطه این امدادها و فیض بخشی‌ها، وجود مقدس امام زمان (عج الله تعالی الفرجه الشریف) است و باطناً هر فیضی كه به او می‌رسد پیش از آن كه آن فیض را دریابد امام وقت در جریان آن قرار می‌گیرد، مسلماً در اعتقاد خود راسختر خواهد شد و با پای یقین در مسیر محبت حضرات معصومین (علیهم السلام) حركت خواهدكرد و به فیض‌های بیشتر و والاتری نائل خواهدآمد.

دعبل خزاعی شاعر بلند پایه شیعی كه شیخ طوسی و مرحوم نجاشی در كتب رجالی خود او را بسیار ستوده‌اند و از یاران حضرت ثامن الائمه‌اش بر شمرده‌اند، مردی بوده شجاع، منیع الطبع و مدافع سرسخت اهل بیت (علیهم السلام) كه در حكومت جابرانه بنی عباس در هجو رشید و مأمون و معتصم و واثق و سایر خلفای عباسی كوشید و قصاید بسیار بلند و شیوایی در مناقب ائمه طاهرین (علیهم السلام) سرود و به این امر افتخار می‌كرد و می‌گفت:

پنجاه سال است كه چوبه دار خود را بر دوش می‌كشم!

می‌گویند كه دعبل خزاعی در شهر مرو به محضر حضرت علی بن موسی الرضاعلیهما آلاف التحیه و الثنا مشرف شد و به آن امام همام عرض كرد:

شعری را در مدیحت شما سروده‌ام و آن را تاكنون برای كسی نخوانده‌ام و با خدای خود عهد كرده‌ام كه آن را اول به محضر شما عرضه بدارم و بعد برای شیعیان شما بخوانم.

دعبل قصیده شیوای خود را كه حدود 120 بیت بود و بعدها به «مدارس آیات» معروف شد برای آن حضرت قرائت كرد و هنگامی كه به این بیت رسید:

و قبر ببغداد لنفس زكیه تضمنها الرحمن فی الغرفات

و مرادش، مزار شریف حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) در بغداد بود،

 امام از او پرسید:

می‌خواهی دو بیت بر قصیده تو اضافه كنم؟

دعبل عرض كرد:

آری یابن رسول الله!

حضرت فرمودند:

و قبر بطوس یا لها من مصیبه الحت علی الاحشاء بالزفرات

الی الحشر حتی یبعث الله قائماً یفرج عنا الغم و الكربات

وقتی كه دعبل از امام پرسید:

این قبر چه كسی است كه در طوس است(كه من از آن اطلاعی ندارم؟) حضرت به جانب خود اشاره كردند كه : قبر من است و دیری نمی‌گذرد كه طوس، مركز رفت و آمد شیعیان من خواهدشد ...

ماجرای دیگر دعبل خزاعی را از زبان حضرت آقای مجتهدی بشنوید:

روزی دعبل خزاعی به محضر امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام) شرفیاب شد. چون آن روز مصادف با یكی از اعیاد اسلامی بود و حضرت جلوس فرموده بودند، دعبل از امام اجازه خواست كه قصیده‌ای را كه به تازگی سروده‌است قرائت كند، حضرت اجازه دادند.


دعبل سرگرم خواندن قصیده خود شد و پس از آن كه ابیاتی از آن را قرائت كرد، امام او را  امر به سكوت كردند و سپس خود به خواندن مابقی ابیات قصیده دعبل پرداختند!

حاضران در مجلس نگاه خود را به دعبل دوخته بودند و دعبل كه تحمل آن نگاه‌های معنی‌دار را نداشت به تنگ آمد و عرض كرد:
یابن رسول الله! این قصیده را من دیشب سروده‌ام و جز خدا كسی از آن اطلاعی ندارد! شما كجا این شعر را خوانده‌اید و به خاطر سپرده‌اید؟!
حضرت فرمودند:

راست می‌گوید! دیشب كه صورت ملكوتی شعر تو را از عالم بالا به عالم ناسوت می‌آوردند، آن را به من عرضه داشتند و من اكنون از روی همان نسخه عرشی شعر تو را می‌خوانم!

حاضران در مجلس از سوءظنی كه به دعبل برده بودند، شرمنده شدند و دعبل، رو سپید و سرافراز و مباهی از عنایتی كه امام به شعرای متعهد شیعی دارند و آنان در این مسیر از امدادهای غیبی برخوردارند، با قلبی سرشار از ایمان و اطمینان از خدمت حضرت مرخص شد.

نوشته شده توسط در 10:27 |  لینک ثابت   • 

آکواریوم آرش
مذهبی
حجره نشین
شیفتگان مهدی
یاعلی
عاشقان حسین
ذاکرین
محبان فاطمه
حاج همت
شاه حسین حیدر
پای میزاندیشه
منتظران
هیئت محبان الائمه
من عرف نفسه
فلسفی اعتقادی














 

الهم کن لولیک الحجته ابن الحسن