شيخ جعفر آقای مجتهدي
گذري برزندگي عارف بصيروسالك خبيروعاشق دلسوخته اهل بيت(عليهم السلام) حضرت شيخ جعفر آقامجتهدي
84/10/15
ارتباط مستقیم با حضرات ائمه (علیهمالسلام)
آقای ثقفی مداح اهل بیت (علیهمالسلام) نقل كردند:
زمانی در ایام ماه صفر به اتفاق هیأت از قزوین به مشهد مقدس مشرف شده بودم، هنگامی كه با هیأت جهت عزاداری به حرم مطهر حضرت رضا (علیهالسلام) مشرف شدیم به حضرت رضا (علیهالسلام) عرض كردم آقاجان مدت یك سال است كه آقای مجتهدی را ندیدهام، اگر آقای مجتهدی خادم و غلام حقیقی شما هستند امروز كه ما به منزل ایشان میرویم در منزل باشند و ما را بپذیرند، در ضمن دوستی داشتم كه آقا را ندیده بود، او میگفت: شنیدهام آقای مجتهدی خیلی ادعا دارند، به او گفتم: ایشان اصلاً ادعایی ندارند و مخالف با این حرفها هستند. دوستم گفت: اگر این شخص واقعاً راست میگوید به منزلش كه میرویم ما را بپذیرد و یك عبا با سی و پنج هزار تومان پول به من بدهد.به هر ترتیب شرع به مداحی و مرثیه خوانی نمودم و بعد از اتمام توسل به عزاداری هنگامی كه افراد مهیای صرف ناهار كه چلوكباب بود میشدند من و دوستم بدون اینكه غذا میل كنیم به سوی منزل آقای مجتهدی براه افتادیم.هنگامی كه به منزل ایشان رسیدیم درب را زدیم، شخص ایشان در را باز نموده و استقبال گرمی از ما نمودند، وقتی كه وارد منزل شدیم و نشستیم در همان ابتدا ایشان فرمودند:
آقاجان ما یك غلام كوچك حضرت رضا (علیهالسلام) بیشتر نیستیم. سپس به شخصی كه در آنجا بود فرمودند عبای مرا با سی و پنج هزار تومان پول به این آقا بدهید وبه دوستم اشاره نمودند.آنگاه به من فرمودند: آقای ثقفی ما از آن اشعاری كه شما در حرم خواندید سهم داریم و اشاره به اشعاری كه خوانده بودم نمودند.
من هم شروع به توسل نموده و اشعاری كه در حرم خوانده بودم را مجدداً خواندم، بعد از اینكه توسل تمام شد، آقا یك ظرف آش به عنوان غذا آوردند. من به دوستم گفتم این غذا را بخور كه متبرك است.
در همین بین ایشان یكمرتبه برخاسته و به اتاق مقابل كه به قسمتهای دیگر راهی نداشت رفتند و بعد از چند لحظه در حالی كه دو بشقاب چلوكباب در دست داشتند از اتاق بیرون آمده و فرمودند:
نوشته شده توسط
در 10:50 | لینک ثابت
•
