تبليغاتX

تامرد به تيغ عشق بي سرنشود در حضرت معشوق مطهر نشود
براي سلامتي حضرت صاحب الامر والزمان ( عليه السلام) ارواحنا فداه صلوات شيخ جعفر آقای مجتهدي

84/10/15

تو فقیر خود ما هستی

آقای حاج فتحعلی می‌گفتند:

هنگامی كه آقای مجتهدی به منزل ما در قزوین تشریف آورده بودند من از امراض و كسالتهایی كه به ایشان عارض شده بود بسیار رنج می‌بردم، یك روز در این فكر فرو رفتم كه این مرد، با این همه وقار و سكینه، نه عیالی دارند كه از ایشان پرستاری كند! نه فرزندی! نه خانه‌ای! و اینطور خانه بدوش! از این شهر به آن شهر! آیا عاقبت ایشان به كجا می‌انجامد؟! و سخت در این افكار غوطه ‌ور بودم.
روز بعد آقای مجتهدی مرا صدا زده و فرمودند:

 آقا جان، دیروز با خود فكر می‌كردم و به حضرت مولا عرض كردم: این پیر مرد با این وقار و سكینه و طمأنینه، خانه بدوش و مریض، بی‌كس و تنها، نه عیالی نه فرزندی، آیا عاقبت او به كجا می‌كشد؟

یكمرتبه حضرت مولا به من فرمودند:

شیخ جعفر؛ الحمدالله تو فقیر خودمان هستی، ما خودمان تو را كفایت می‌كنیم.

آقای حاج فتحعلی می‌گفتند: آقای مجتهدی عین عبارتهایی كه روز قبل به حضرت مولا عرض كرده بودم بیان كردند!!
اینجا بود كه متوجه شدم آقای مجتهدی امروز، اینگونه در قالب ادب، جواب افكار دیروز مرا می‌دهند، همچنین آقای حاج فتحعلی می‌گفتند: در دوران عمرم در بین بزرگان و عرفا غریب‌تر از آقای مجتهدی ندیدم و واقعاً ایشان غریب ‌ترین افراد بودند.
 

دوست خوب از كیمیا بالاتر است

جناب آقای بیگدلی نقل كردند:

در یكی از روزهای فصل بهار كه خدمت آقای مجتهدی بودم آقا بعد از صرف صبحانه در حالی كه قلیان می‌كشیدند فرمودند:

 قبل از انقلاب كه گنبد حضرت رضا (علیه‌السلام) یك پوسته طلا بیشتر نبود می‌خواستم این پوسته طلا را پایین آورم و به جای آن گنبد را با خشتهای طلا بازسازی كنم،

 آقا بیگدلی گفتند كه خود فكر كردم، دیدم اصلاً پول این طلا را نمی‌شود حساب كرد!

به آقا عرض كردم: آقا جان می‌خواستید به خرج آستانه مقدس حضرت رضا (علیه‌السلام) این كار را انجام دهید؟

فرمودند:

خیر آقا جان.

گفتم پس به خرج چه كسی؟

فرمودند:

 به حساب خودم، آنگاه فرمودند: این پنج مورد را یادداشت كنید و آنها را نام بردند، سپس فرمودند: هرگاه آنها را باهم مخلوط كرده و به مس بزنید طلای بیست و چهار عیار بدست می‌آید كه كیفیت آن از طلای خود معدن هم بالاتر است.

در این هنگام متوجه شدم كه آقا می‌خواهند مرا پس از دوازده سال كه در محضرشان بوده‌ام، امتحان كنند.به ایشان عرض كردم آقا جان جمال شما را عشق است كه از كیمیا هم برای ما بالاتر است، من یك كسب جزئی دارم و همین قدر كه اموراتم بگذرد مرا كفایت می‌كند و احتیاجی به كیمیا ندارم و از شما سپاسگزارم.

ایشان آن روز ساكت شدند اما مدتی بعد به من فرمودند:

وقتی حضرت رضا (علیه‌السلام) رفیقی را برای انسان بفرستند از كیمیا هم بالاتر است.
نوشته شده توسط در 10:54 |  لینک ثابت   • 

آکواریوم آرش
مذهبی
حجره نشین
شیفتگان مهدی
یاعلی
عاشقان حسین
ذاکرین
محبان فاطمه
حاج همت
شاه حسین حیدر
پای میزاندیشه
منتظران
هیئت محبان الائمه
من عرف نفسه
فلسفی اعتقادی














 

الهم کن لولیک الحجته ابن الحسن