تبليغاتX

تامرد به تيغ عشق بي سرنشود در حضرت معشوق مطهر نشود
براي سلامتي حضرت صاحب الامر والزمان ( عليه السلام) ارواحنا فداه صلوات شيخ جعفر آقای مجتهدي

84/10/15

تاكسی هم حواله‌ایست

جناب آقای میرزا هاشم‌زاده شاعر مخلص اهل بیت(علیهم‌السلام) از قول یکی از دوستان معتمد تعریف كردند:

روزی با‌ آقای مجتهدی در مشهد مقدس منتظر تاكسی بودیم. كمی بعد از انتظار، یك تاكسی خالی آمده و من آن را صدا زدم آقا فرمودند:

این تاكسی حواله ما نیست.

بعد از چند لحظه كه تاكسی دوم را صدا زدم، آقا مجدداً فرمودند:

این تاكسی هم حواله ما نیست.

با خود گفتم: مگر تاكسی سوار شدن هم حواله می‌خواهد؟

هنوز این فكر اعتراض آمیز كاملاً از نظرم نگذشته بود كه آقا فرمودند:

 بله، حاج هاشم آقا! تاكسی سوار شدن هم حواله می‌خواهد، الان یك بنز مشكی می‌آید و ما حواله داریم سوار آن شویم.

در همین حین یك بنز مشكی مقابل ما ایستاد و گفت: بفرمایید سوار شوید، بعد از اینكه سوار شدیم راننده  پرسید كجا می‌خواهید بروید؟
آقا فرمودند:

 به خیابان نخ‌ریسی می‌رویم.

هنگامی كه به نزدكی نخ‌ریسی رسیدیم آقا یك دسته اسكناس از جیب خود درآورده و به راننده فرمودند:

پیاده می‌شویم و هنگام خروج از ماشین دسته اسكناس را به راننده داده و از ماشین خارج شدند.

راننده صدا زد آقا كرایه ماشین یك تومان است، این همه پول برای چیست؟!

آقا به او رو كرده و فرمودند:

مگر شما امروز هزار تومان از حضرت علی بن موسی الرضا (علیه‌السلام) نخواسته بودید؟ این همان هزار تومان می‌باشد.

راننده با شنیدن این مطلب بهت زده شده و از من پرسید: این آقا امام زمان هستند؟!

به او گفتم: خیر. گفت: پس كیست كه از نیت من باخبر است و از كجا می‌دانست من امروز هزار تومان از حضرت تقاضا كرده‌ام؟!
به او گفتم: پولت را كه گرفتی، برو، و كاری به این كارها نداشته باش!

نوشته شده توسط در 11:8 |  لینک ثابت   • 

آکواریوم آرش
مذهبی
حجره نشین
شیفتگان مهدی
یاعلی
عاشقان حسین
ذاکرین
محبان فاطمه
حاج همت
شاه حسین حیدر
پای میزاندیشه
منتظران
هیئت محبان الائمه
من عرف نفسه
فلسفی اعتقادی














 

الهم کن لولیک الحجته ابن الحسن